دخترم خوش اومدی
سلام به همه دوستان خوبم فقط اومدم که خبر متولد شدن زینب ساداتم رو بدم دخترم روز جمعه 26/2/93 ساعت 14/10 دقیقه با وزن 3 و350 و قد 51 به دنیا اومد ماشاالله بگین به دخترم انشاالله به موقع عکسش رو هم میذارم
نویسنده :
مامان نی نی
12:02
می نویسم برای دخترم در آخرین شب بارداری- قسمت دوم -
خوب برسیم به قسمت های شیرین ماجرا: در تاریخ 26 آذر 92 بود که به علت سرماخوردگی شدید (توی این دوران 3 بار سرما خوردم که یه بارش خیلی شدید بود ) مجبور شدم برم نیشابور پیش مامان و بابام، که ... یه روز که دراز کشیده بودم و استراحت می کردم یه دفه احساس کردم چند تا حباب کوشولو پایین دلم داره می ترکه شنیده بودم که اولین حرکات نی نی این مدلیه ولی تا اون روز درک نکرده بودم خیلی ذوق زده شده بودم حس خیلی خیلی قشنگی بود آخه از اونجا به بعد بیشتر می تونستم باهات ارتباط برقرار کنم قبل از اون هر وقت می ترسیدم یا نگرانت می شدم فقط باید می رفتم جایی که بتونم صدای قلبت رو چک کنم ولی ازونجا به بعد شما با تکون خوردن هات بهم می فهموندی که مامان من زنده ام و ح...
نویسنده :
مامان نی نی
11:54
می نویسم برای دخترم در آخرین شب بارداری- قسمت اول -
سلام دختر مهربون و خانوم من قرار بود این مطلب رو شب اخر بارداری برات بذارم ولی شما منو غافلگیر کردی شما در روز جمعه 26/2/93 ساعت 14:10 طبیعی به دنیا اومدی. حالا خلاصه ای از 9 ماه بارداری : امشب گویا آخرین شبیه که شما در دل من زندگی می کنی هر چقدر صبر کردیم شما پایین نیومدی که نیومدی و چون ممکن بود برای سزارین دیگه دیر بشه تصمیم گرفتیم که فردا صبح سزارین انجام بشه دوست داشتم بتونم طبیعی به دنیات بیارم و اون لحظه بغلت کنم ببوسمت و بگم به دنیا خوش اومدی و برات دعا کنم که عاقبت بخیر و پیشونی سفید بشی اما نشد امشب حال عجیبی دارم 9 ماه با تو زندگی کردم 9 ماه باهات نفس کشیدم 9ماه باهات خندیدم و گریه کردم 9 ماه خوابت رو دیدم ترسیدم و ...
نویسنده :
مامان نی نی
11:53
تصاویر اتاق دخترم
سلام گلابتون خانوم بالاخره اومدم با عکسای اتاقت و وسایلت که مامان نرگس و بابا حسین و خاله زهرا و خاله ملیکا و بابا جون خیلی براش زحمت کشیدن دست همشون درد نکنه اول از همه درب اتاق دخملی بقیه رو در ادامه مطلب ببینید چراغ اتاق دیوارهای اتاق این قد و نیم قد (قد درازی) رو عرفان جون خاله برای دخترم خریده خیلی دوستت دارم خاله جون دستت درد نکنه اون میکی موس بالای تختت رو خاله ملیکا جون مهربون زحمتش رو کشیده مرسی خاله کوشیکه خودم نمای کلی اتاق سرویس پلاستیک و شوینده و بهداشتی سرویس کالسکه و کریر و روروئک و ساک نمای کمد و تخت و سرویس خواب اسباب بازی ها و ظر...
نویسنده :
مامان نی نی
23:25
آغاز هفته 40 ام
سلام دخترم امروز شروع اخرین هفته از دوران بارداریه منه تا 28 اردیبهشت فرصت داریم و من همچنان منتظر نشانه ای یا علامتی هستم که نشون بده شما داری میای میگن این دوران باید 9 ماه و 9 روز باشه که میشه 29 اردیبهشت انتظار انتظار انتظار
نویسنده :
مامان نی نی
6:50
هفته 39 بارداری
سلام عزیزم امروز به سلامتی وارد هفته 39 شدیم و شمارش معکوس من شروع شده 14 روز دیگه تا پایان هفته 40 این هفته خانوم دکتر دوباره منو معاینه لگنی کردن ولی شما هنوز نیومده بودی پایین آخه چرا دخملی؟ دیگه جونم برات بگه که انشاالله پست بعدی وبلاگ دیگه عکسای اتاقت و وسایلت رو میذارم امیدوارم که هر موقع دیدی خوشت بیاد دارم سعی می کنم که پیاده روی بیشتر برم تا ببینم که خدا جون برامون چی میخاد ولی دیگه خیلی خسته شدم ای کاش دیگه زودتر بیای پیشمون همین دیگه پس تا پست بعدی که فک کنم یه عالمه عکس داشته باشه به خدای مهربون می سپرمت بابای گلم ...
نویسنده :
مامان نی نی
22:40
هفته 38 بارداری
سلام دخملی امروز وارد هفته 38 شدیم من بالاخره تصمیم گرفتم همه چی رو واگذار کنم به خدا یعنی هر چی خدا بخواد طبیعی یا سزارین دکترمو عوض کردم به خاطر اینکه اگه خواستم طبیعی زایمان کنم دکترم خانوم باشه میرم پیش خانوم دکتر مژگان گنودی دیروز نوبت دکتر داشتم خانوم دکتر خیلی طرفدار سزارین هستن و بابا از این بابت یه کم ناراحته هفته پیش خانوم دکتر منو معاینه لگنی کردن و گفتن که لگنم خوبه ولی هنوز نی نی نیومده پایین قرار بر این شده که اخر این هفته هم دوباره یه معاینه لگنی دیگه بشم که اگه نیومده باشی پایین تاریخ سزارین تعیین بشه وگرنه که منتظر طبیعی می مونیم از هر دو تاش می ترسم منم برا همین سپردم به خدای مهربون گفتم خدایا هر چی که به ص...
نویسنده :
مامان نی نی
13:28
به مناسبت روز بزرگداشت مادرم
سلام دختری ورودت رو به هفته 37 تبریک میگم می دونی حد اکثر 28 روز دیگه مونده دیروز روز مادر بود نشد دیروز مطلب بذارم این شد که با یه روز تاخیر اومدم تا اینجا هم از زحمات مامان گلم تشکر کنم کار دیگه ای که نمیشه کرد مگه یه تشکر کوچولو مامان جونم میخوام بدونی که خیلی دوستت دارم و بدون تو زندگی برام مرگه، سنگ صبور من توی سختی ها ، خاک پاتم مامانم عاشقتم هنوز آرزو دارم هر شب کنارت بخوابم و تو منو بغل کنی و نوازش کنی و با همون ریتم آرامش بخش تپ تپ بزنی روی سینه ام تا من خوابم ببره به یاد شبهای پر استرس کودکی که با خواب دزد از جا می پریدم و تنها ملجا و پناهگاهم تو بغل شما و بابا بود . بعد که ازم می پرسیدین چی شده می گفتم خواب دزد دیدم و بعد ...
نویسنده :
مامان نی نی
23:09


