زینب ساداتزینب سادات، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

می نویسم برای دخترم

دخترم خوش اومدی

سلام به همه دوستان خوبم فقط اومدم که خبر متولد شدن زینب ساداتم رو بدم دخترم روز جمعه 26/2/93 ساعت 14/10 دقیقه با وزن 3 و350 و قد 51 به دنیا اومد ماشاالله بگین به دخترم انشاالله به موقع عکسش رو هم میذارم
28 ارديبهشت 1393

می نویسم برای دخترم در آخرین شب بارداری- قسمت دوم -

خوب برسیم به قسمت های شیرین ماجرا: در تاریخ 26 آذر 92 بود که به علت سرماخوردگی شدید (توی این دوران 3 بار سرما خوردم که یه بارش خیلی شدید بود ) مجبور شدم برم نیشابور پیش مامان و بابام، که ... یه روز که دراز کشیده بودم و استراحت می کردم یه دفه احساس کردم چند تا حباب کوشولو پایین دلم داره می ترکه شنیده بودم که اولین حرکات نی نی این مدلیه ولی تا اون روز درک نکرده بودم خیلی ذوق زده شده بودم حس خیلی خیلی قشنگی بود آخه از اونجا به بعد بیشتر می تونستم باهات ارتباط برقرار کنم قبل از اون هر وقت می ترسیدم یا نگرانت می شدم فقط باید می رفتم جایی که بتونم صدای قلبت رو چک کنم ولی ازونجا به بعد شما با تکون خوردن هات بهم می فهموندی که مامان من زنده ام و ح...
28 ارديبهشت 1393

می نویسم برای دخترم در آخرین شب بارداری- قسمت اول -

سلام دختر مهربون و خانوم من قرار بود این مطلب رو شب اخر بارداری برات بذارم ولی شما منو غافلگیر کردی شما در روز جمعه 26/2/93 ساعت 14:10 طبیعی به دنیا اومدی. حالا خلاصه ای از 9 ماه بارداری : امشب گویا آخرین شبیه که شما در دل من زندگی می کنی هر چقدر صبر کردیم شما پایین نیومدی که نیومدی و چون ممکن بود برای سزارین دیگه دیر بشه تصمیم گرفتیم که فردا صبح سزارین انجام بشه دوست داشتم بتونم طبیعی به دنیات بیارم و اون لحظه بغلت کنم ببوسمت و بگم به دنیا خوش اومدی و برات دعا کنم که عاقبت بخیر و پیشونی سفید بشی اما نشد امشب حال عجیبی دارم 9 ماه با تو زندگی کردم 9 ماه باهات نفس کشیدم 9ماه باهات خندیدم و گریه کردم 9 ماه خوابت رو دیدم ترسیدم و ...
28 ارديبهشت 1393

تصاویر اتاق دخترم

سلام گلابتون خانوم بالاخره اومدم با عکسای اتاقت و وسایلت که مامان نرگس و بابا حسین و خاله زهرا و خاله ملیکا و بابا جون خیلی براش زحمت کشیدن دست همشون درد نکنه اول از همه درب اتاق دخملی بقیه رو در ادامه مطلب ببینید چراغ اتاق دیوارهای اتاق این قد و نیم قد (قد درازی) رو عرفان جون خاله برای دخترم خریده خیلی دوستت دارم خاله جون دستت درد نکنه اون میکی موس بالای تختت رو خاله ملیکا جون مهربون زحمتش رو کشیده مرسی خاله کوشیکه خودم نمای کلی اتاق سرویس پلاستیک و شوینده و بهداشتی سرویس کالسکه و کریر و روروئک و ساک نمای کمد و تخت و سرویس خواب اسباب بازی ها و ظر...
24 ارديبهشت 1393

آغاز هفته 40 ام

سلام دخترم امروز شروع اخرین هفته از دوران بارداریه منه تا 28 اردیبهشت فرصت داریم و من همچنان منتظر نشانه ای یا علامتی هستم که نشون بده شما داری میای میگن این دوران باید 9 ماه و 9 روز باشه که میشه 29 اردیبهشت انتظار انتظار انتظار
22 ارديبهشت 1393

هفته 39 بارداری

سلام عزیزم امروز به سلامتی وارد هفته 39 شدیم و شمارش معکوس من شروع شده 14 روز دیگه تا پایان هفته 40 این هفته خانوم دکتر دوباره منو معاینه لگنی کردن ولی شما هنوز نیومده بودی پایین آخه چرا دخملی؟ دیگه جونم برات بگه که انشاالله پست بعدی وبلاگ دیگه عکسای اتاقت و وسایلت رو میذارم امیدوارم که هر موقع دیدی خوشت بیاد دارم سعی می کنم که پیاده روی بیشتر برم تا ببینم که خدا جون برامون چی میخاد ولی دیگه خیلی خسته شدم ای کاش دیگه زودتر بیای پیشمون همین دیگه پس تا پست بعدی که فک کنم یه عالمه عکس داشته باشه به خدای مهربون می سپرمت بابای گلم   ...
15 ارديبهشت 1393

هفته 38 بارداری

سلام دخملی امروز وارد هفته 38 شدیم من بالاخره تصمیم گرفتم همه چی رو واگذار کنم به خدا یعنی هر چی خدا بخواد طبیعی یا سزارین دکترمو عوض کردم به خاطر اینکه اگه خواستم طبیعی زایمان کنم دکترم خانوم باشه میرم پیش خانوم دکتر مژگان گنودی دیروز نوبت دکتر داشتم خانوم دکتر خیلی طرفدار سزارین هستن و بابا از این بابت یه کم ناراحته هفته پیش خانوم دکتر منو معاینه لگنی کردن و گفتن که لگنم خوبه ولی هنوز نی نی نیومده پایین قرار بر این شده که اخر این هفته هم دوباره یه معاینه لگنی دیگه بشم که اگه نیومده باشی پایین تاریخ سزارین تعیین بشه وگرنه که منتظر طبیعی می مونیم از هر دو تاش می ترسم منم برا همین سپردم به خدای مهربون گفتم خدایا هر چی که به ص...
8 ارديبهشت 1393

به مناسبت روز بزرگداشت مادرم

سلام دختری ورودت رو به هفته 37 تبریک میگم می دونی حد اکثر 28 روز دیگه مونده دیروز روز مادر بود نشد دیروز مطلب بذارم این شد که با یه روز تاخیر اومدم تا اینجا هم از زحمات مامان گلم تشکر کنم کار دیگه ای که نمیشه کرد مگه یه تشکر کوچولو مامان جونم میخوام بدونی که خیلی دوستت دارم و بدون تو زندگی برام مرگه، سنگ صبور من توی سختی ها ، خاک پاتم مامانم عاشقتم هنوز آرزو دارم هر شب کنارت بخوابم و تو منو بغل کنی و نوازش کنی و با همون ریتم آرامش بخش تپ تپ بزنی روی سینه ام تا من خوابم ببره به یاد شبهای پر استرس کودکی که با خواب دزد از جا می پریدم و تنها ملجا و پناهگاهم تو بغل شما و بابا بود . بعد که ازم می پرسیدین چی شده می گفتم خواب دزد دیدم و بعد ...
1 ارديبهشت 1393
1